أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

429

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

انيس العاشقين ، تذكرة الاوليا يا مقامات العارفين و ديوان شعر مشتمل بر قطعات ، غزليات و رباعيات . ( نك : مجمع الفصحا ، ج 2 ، ص 52 ؛ حبيب السير ، ج 3 ، ص 617 ، ريحانة الادب ، ج 3 ، ص 399 ؛ طرايق الحقايق ، ج 1 ، ص 49 - 48 ) ص 31 اشرف چوپانى ( 21 ) ملك اشرف چوپانى متوفى به سال 758 ه . ق . از امراى بزرگ خاندان چوپانى در دورهء سلطنت ايلخانيان ، پسر امير تيمور تاش و نوادهء امير چوپان . وى در سنهء 743 ه . ق . به حكم برادر خويش امير شيخ حسن چوپانى ، جهت تسخير شيراز رفت ؛ اما كارى از پيش نبرد . چندى بعد با يكى ديگر از امرا به خدمت امير شيخ حسن ايلكانى رفت ، و چون امير شيخ حسن ايلكانى به تحريك امير شيخ حسن چوپانى در صدد گرفتن او برآمد ، از آنجا بگريخت ، و يك چند در حدود ابهر و اصفهان و شيراز غارت پيش گرفت . عاقبت چون از وفات برادر آگاه شد ، به آذربايجان رفت و سپس نوشيروان نامى را ( انوشيروان خان عادل ) به سلطنت برداشت و خود بر عراق و آذربايجان و اران تسلّط يافت و از ظلم و بيداد و تعدّى مردم را به ستوه آورد . در سنهء 758 ه . ق . جانى بيگ پادشاه ازبك جهت دفع شرّ او به آذربايجان لشكر كشيد . ملك اشرف متوارى و منهزم شد اما در راه دستگير گشت و به قتل رسيد . ( دايرة المعارف فارسى ) ص 39 شروان ( 22 ) در منابع اوّليهء اسلامى اين نام عموما شروان ضبط شده است ( ياقوت ، ج 3 ، ص 282 ) . ضمنا توجّه شود به استعمال آن در شعر خاقانى به صورتهاى شر - وان ( جايگاه شر ) و شيروان ( جايگاه شير ) . منابع گرجى تلفّظ شروان Sharvan را تأييد مىكنند . تلفظ " شيروان " در حدود قرن شانزدهم عموميّت يافت . امّا گاه‌گاه در استعمال عام صورت " شير " هم رواج داشته است . ( نك : تاريخ شروان و دربند ، ص 40 )